پرنیا جونپرنیا جون، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره
نیمانیما، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

♡♡پرنیا ملکه ی شهر عشق♡♡

آسمان مال من است...

وقتی پاهای کوچک ومعصومت را از آخرین پله ی نردبان آسمان بر روی زمین گذاشتی،نه می دانستی هستی چیست نه زندگی کردن آموخته بودی ومن تنها ایستاده بودم وچشمهای معصومت را می نگریستم که برای دیدن بسیاری از چیزها بی تابی می کرد،اندکی قبل از سپیده ی صبح درهای بسته ی جایی که تو برای اولین بار حیات را هدیه گرفتی ایستاده بودم و خدا را می دیدم که پای کوچکت را درون پارچه ی سفیدی می کشید وبه آغوش غزاله ی خوب زندگی ام می سپرد وآرام در گوش تو چیزی نجوا می کرد که تنها تو می فهمیدی چیست...وهمه ی ما ایستاده بودیم تا آرامش را به قلب مضطربت که ابتدای تپیدن را در زمین شروع کرده بود هدیه کنیم.وقتی جسم کوچکت را درون دست های به تازگی بزرگ شده ی خودم گرفتم،وقتی انگ...
29 خرداد 1391

شب 24 دی...

یک شبی سردی که خیلی معمولی شروع شد ...اما تو نذاشتی معمولی تموم بشه ،بالاخره افتخار دادی وپاهای کوچولوت رو گذاشتی تو دنیایی که هیچی ازش نمی دونی .لحظه ای که دیدمت ...وای خدای من چقدر بزرگی...چقدر مهربونی...یعنی من لیاقتشو دارم؟؟؟بدن کوچولو و گرمت رو گذاشتند تو بغلم... باور نکردنی بود... صدای گریه ات...زیبا بود و گوش نواز...بالاخره مادر شدم...... ...
29 خرداد 1391

ماه آخر بارداری...

سلام دخترم خوبی مامانی ،دیگه حسابی جات تنگ شده وتو شکم مامانه جا نمی شی یه سره خودتو قلمبه می کنی،خلاصه این روزها همه در حال شمارش هستیم وهمه برای دیدنت لحظه شماری می کنن.ولی می دونم دلم برای این روزها خیلی تنگ می شه برای لگدزدن هات وسکسکه هات وبرای قلمبه شدنت خلاصه برای دوران بارداری دلم تنگ می شه هر چند که ویار داشتم وسختم بود ولی مطمئنم که دیدن روی ماه تویکی از شیرین ترین لحظه های زندگی من و بابایی می شه اون روز دعا می کنم و از خدا می خوام که سالم وخوشبخت بشی دوووووستت داریم ، بووووووس                  ...
29 خرداد 1391

BBC

بعضی وقتها که تو خونه با مامانی وبابایی دور هم نشستیم یه صداهایی می شنوم که مال بابایی و مامانی نیست،خیلی دنبال هم حرف می زنه و مهلت نمی ده یه دفعه وسط حرفاش می گه مرور خبرها ،خلاصه ی خبرها و از این حرفا... تازه مامانم هم اصلا از این صدا خوشش نمیاد مخصوصا از آهنگش خلاصه خیلی به بابایی  به خاطر این موضوع غر می زنه.                                                             ...
29 خرداد 1391